تبليغاتX
داستانهای پائولو کوئیلو

کسی که بیشتر نگران بود

یک بار از لئو بوسکالیا نویسنده امریکائی و استاد دانشگاه کالیفرنیا دعوت کردند تا در مدرسه ای ، عضو هیئت داوران مسابقه ای با این موضوع باشد : (( کودکی که بیشتر نگرانِ دیگران است .))

برنده مسابقه ، پسرکی بود که همسایه اش - مردی که بیش از هشتاد سال داشت - همسرش را از دست داده بود. پسرک که پیرمرد را گریان در حیاط خانه اش دیده بود ، به طرفش رفت ، در آغوشش نشست و مدت درازی همان جا ماند .

وقتی به خانه برگشت ، مادرش از او پرسید که به آن پیرمرد بیچاره چه گفته است ؟

پسرک گفت : (( چیزی نگفتم . او زنش را از دست داده بود ، و این حتما خیلی درد آور است . فقط رفتم تا کمکش کنم گریه کند.))

 

+ نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 12:22 توسط ایلیا |